بازارسنجی فرایندی است که در آن کسبوکارها قبل از تولید یا فروش محصول، با مراجعه به مردم عادی، نیازها، سلیقه و نظرات آنها را میسنجند تا از موفقیت محصول خود مطمئن شوند. امروزه علاوه بر بازارسنجی سنتی، روش مکملی به نام بازاریابی دادهمحور نیز وجود دارد که رفتار واقعی مشتریان را در فضای آنلاین رصد میکند. این دو روش در کنار هم به کسبوکارها کمک میکنند تا ریسک را کاهش دهند، مشتریان را بهتر بشناسند و فروش خود را افزایش دهند. بازارسنجی یک کار گاهبهگاه، اما دادهمحوری یک فرایند همیشگی و روزانه است.
فهرست مطالب
تعریف سادهی بازارسنجی
بازارسنجی یعنی فرایندی که در آن یک شرکت یا کسبوکار، قبل از تولید یا فروش یک محصول جدید، به سراغ مردم عادی میرود و از آنها میپرسد که آیا این محصول را دوست دارند، به آن نیاز دارند و حاضرند چقدر برایش پول بدهند. به عبارت دیگر، بازارسنجی راهی است برای «اندازهگیری» بازار و فهمیدن اینکه یک کالا یا خدمت چقدر میتواند موفق باشد.
به بازارسنجی، «تحقیقات بازار» هم گفته میشود. این کار به شرکت کمک میکند تا از سلیقه، نیاز و رفتار مشتریان خود اطلاعات دقیقی به دست آورد.
تاریخچهی مختصر بازارسنجی
بازارسنجی به شکل امروزی اش از حدود سال ۱۹۲۰ میلادی در کشور آلمان شروع شد. در همان سالها، در آمریکا هم با رشد تبلیغات در رادیو، این کار رواج پیدا کرد. شرکتهایی که در رادیو تبلیغ میکردند، متوجه شدند که میتوانند با پرسش از شنوندگان، بفهمند چه برنامههایی بیشتر طرفدار دارد و تبلیغات خود را مؤثرتر کنند. از آن زمان به بعد، بازارسنجی روزبهروز پیشرفتهتر و دقیقتر شد.
هدف اصلی بازارسنجی چیست؟
هدف بازارسنجی این است که یک شرکت بفهمد:
1- مشتریان چه چیزی واقعاً میخواهند؟
2- چه چیزی در بازار کم است و مشتریان از نبودش ناراضیاند؟
3- محصول یا خدمت جدید چقدر میتواند مورد استقبال قرار بگیرد؟
4- نقاط قوت و ضعف محصول نسبت به رقبا چیست؟
به بیانی سادهتر، بازارسنجی مثل یک چراغ قوه در دست صاحب کسبوکار است که به او نشان میدهد بازار چه شکلی است و باید به کدام سمت حرکت کند.
بازاریابی دادهمحور چیست و چه تفاوتی با بازارسنجی دارد؟
تا اینجا فهمیدیم که بازار سنجی یعنی از مردم بپرسیم چه میخواهند، نظرشان را جمع کنیم و بر اساس همان نظرها تصمیم بگیریم. اما امروزه یک روش جدیدتر و دقیقتر به نام «بازاریابی دادهمحور» یا «بازاریابی مبتنی بر داده» هم وجود دارد که خیلی از شرکتهای بزرگ از آن استفاده میکنند.
بازاریابی دادهمحور یعنی چه؟
یعنی به جای اینکه فقط از مردم بپرسیم چه چیزی دوست دارند، رفتار واقعی آنها را در اینترنت، فروشگاهها، اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی رصد کنیم و بر اساس همین رفتارها، تصمیم بگیریم.
مثلاً به جای اینکه از ۱۰۰ نفر بپرسیم «آیا از این محصول خوشتان میآید؟»، ما نگاه میکنیم که ۱۰۰۰ نفر واقعاً در سایت ما چه محصولی را دیدهاند، روی چه دکمهای کلیک کردهاند، چه خریدی انجام دادهاند، یا چه محصولی را به سبد خرید اضافه کرده و رها کردهاند. این اطلاعات، رفتار واقعی مردم است، نه نظری که میگویند.
چون خیلی وقتها مردم در پاسخ به نظرسنجی چیز دیگری میگویند، اما در عمل جور دیگری رفتار میکنند. دادهمحوری این فاصله را از بین میبرد.
تفاوت بازارسنجی با بازاریابی دادهمحور
تفاوت این دو در سه نکته اصلی خلاصه میشود:
نکته اول اینکه بازارسنجی بر اساس حرف و نظر مردم است، اما بازاریابی دادهمحور بر اساس رفتار و عمل واقعی آنها.
نکته دوم اینکه بازارسنجی معمولاً در یک بازه زمانی خاص انجام میشود، مثلاً هر شش ماه یکبار، اما بازاریابی دادهمحور یک فرایند همیشگی و روزانه است.
نکته سوم اینکه بازارسنجی به شما میگوید مشتری چه چیزی را دوست دارد، اما بازاریابی دادهمحور به شما میگوید مشتری الان واقعاً دارد چه کار میکند و چه نیازی دارد که شاید حتی خودش هم از آن خبر نداشته باشد.
یک مثال ساده: اگر از مردم بپرسید چه رنگی از لباس را دوست دارند، ممکن است بگویند آبی، اما وقتی به دادههای فروش نگاه کنید، میبینید که هشتاد درصد خریدها مربوط به لباس مشکی است. این یعنی مردم در عمل چیز دیگری را انتخاب میکنند. بازاریابی دادهمحور این حقیقت را به شما نشان میدهد.
این دو رقیب هم نیستند، مکمل هم هستند
مهم است که بدانید بازارسنجی و بازاریابی دادهمحور رقیب هم نیستند. بهترین حالت این است که از هر دو با هم استفاده کنید. از بازارسنجی استفاده میکنید تا بفهمید مشتریان جدید چه کسانی هستند و برای چه کسی باید محصول بسازید. از بازاریابی دادهمحور استفاده میکنید تا هر روز بدانید مشتریان فعلیتان چطور رفتار میکنند و بر اساس آن، تصمیمهای روزمرهتان را بگیرید.
انواع روشهای بازارسنجی
بازارسنجی به شیوههای گوناگونی انجام میشود که هرکدام برای شرایط خاصی مناسبتر هستند. در ادامه، همهٔ روشها را با جزئیات توضیح میدهم:
1- مصاحبههای حضوری
در این روش، یک فرد آموزشدیده در خیابان، در محل کار مردم یا در مراکز خرید، با افراد مختلف صحبت میکند و از آنها سوالاتی درباره محصول یا برند میپرسد. مثلاً از آنها میخواهد که یک برند را بشناسند یا نظرشان را دربارهٔ یک آگهی تبلیغاتی بگویند. این روش قدیمیترین نوع بازارسنجی است و هنوز هم در بعضی موارد استفاده میشود.
2- گروههای تمرکز
در این روش، تعدادی از مشتریان که نمایندهی گروه بزرگتری از مردم هستند، به یک مکان دعوت میشوند. آنها یک محصول جدید را میبینند، آن را امتحان میکنند یا یک آگهی تبلیغاتی را تماشا میکنند. سپس از آنها خواسته میشود که نظر خود را دربارهی محصول، برند شرکت یا محصولات رقیب بگویند. این روش به شرکت کمک میکند تا بازخورد عمیق و دقیقی از مشتریان بگیرد.
3- تحقیق تلفنی
با پیشرفت تکنولوژی، به جای مصاحبهی حضوری، از تلفن استفاده شد. یک اپراتور با مردم تماس میگرفت و سوالاتش را میپرسید. این روش خیلی سریعتر از مصاحبهی حضوری بود و به شرکت اجازه میداد که با تعداد بیشتری از مردم در زمان کمتری صحبت کند. همچنین امکان سازماندهی بهتر اطلاعات را فراهم میکرد.
4- نظرسنجیهای کتبی
در این روش، یک پرسشنامه از طریق پست یا ایمیل برای مردم فرستاده میشود و از آنها خواسته میشود که به سوالات پاسخ دهند. معمولاً برای تشویق مردم به شرکت در نظرسنجی، یک هدیه کوچک یا تخفیف به آنها داده میشود. این نظرسنجیها کمک میکنند تا بفهمیم مردم دربارهٔ محصول، برند و قیمت چه احساسی دارند.
5- بازارسنجی آنلاین
امروزه بیشتر مردم وقت خود را در اینترنت میگذرانند، بنابراین بسیاری از بازارسنجیها هم به فضای آنلاین منتقل شدهاند. در این روش، افراد ثبتنام میکنند و در زمان دلخواه خود به نظرسنجیها پاسخ میدهند. این کار باعث میشود که افراد بدون عجله و با آرامش بیشتر نظر بدهند و اطلاعات دقیقتری جمعآوری شود.
دو نوع اطلاعات در بازارسنجی
هر بازارسنجی از دو نوع اطلاعات استفاده میکند. این دو نوع مکمل یکدیگر هستند:
اطلاعات اولیه (دست اول)
این اطلاعات را خود شرکت یا شخصی که شرکت استخدام کرده، مستقیماً از مردم جمعآوری میکند. این اطلاعات به دو دسته تقسیم میشود:
تحقیق اکتشافی: در این نوع، سوالات باز پرسیده میشود و پاسخها ساختار مشخصی ندارند. هدف این است که مسائل و موضوعات جدیدی کشف شود که شرکت قبلاً به آنها فکر نکرده بود.
تحقیق اختصاصی: در اینجا سوالات مشخص و از پیش تعیینشدهای پرسیده میشود تا پاسخ دقیقی برای مسائل شناختهشده پیدا شود.
اطلاعات ثانویه (دست دوم)
این اطلاعات توسط یک نهاد دیگر مانند دولت، اتحادیههای صنفی یا شرکتهای دیگر جمعآوری شده و در اختیار شرکت قرار میگیرد. مثلاً آمار جمعیت، گزارشهای اقتصادی، یا تحقیقاتی که شرکتهای دیگر در همان صنعت انجام دادهاند. این اطلاعات ارزانتر و سریعتر در دسترس هستند، اما ممکن است به اندازهٔ اطلاعات اولیه دقیق نباشند.
مراحل انجام یک بازارسنجی موفق
برای اینکه بازارسنجی نتیجهی خوبی بدهد، باید مراحل زیر را به ترتیب انجام داد:
مرحله اول: تعیین هدف تحقیق
اولین و مهمترین قدم این است که دقیقاً مشخص کنید میخواهید چه چیزی را کشف کنید. برای مثال:
- آیا میخواهید بدانید مشتریان چه ویژگیای را در محصول شما بیشتر دوست دارند؟
- آیا میخواهید تأثیر یک آگهی تبلیغاتی را بسنجید؟
- یا میخواهید بفهمید مشتریان حاضرند چه قیمتی برای محصول شما بپردازند؟
هر تحقیق باید یک هدف شفاف و مشخص داشته باشد.
مرحله دوم: انتخاب شرکتکنندگان
تصمیم بگیرید که از چه کسانی میخواهید اطلاعات بگیرید. مثلاً اگر محصول شما برای خانمهای جوان است، نباید از آقایان مسن نظرخواهی کنید. همچنین باید مشخص کنید که چند نفر در تحقیق شرکت میکنند و اطلاعات چگونه جمعآوری خواهد شد. در این مرحله باید احتمال خطا یا جانبداری در پاسخها را هم در نظر بگیرید.
مرحله سوم: جمعآوری و تحلیل اطلاعات
حالا نوبت به اجرای تحقیق و جمعآوری اطلاعات میرسد. پس از جمعآوری، اطلاعات را دستهبندی میکنید؛ مثلاً بر اساس سن، جنسیت، محل زندگی یا میزان درآمد. سپس این اطلاعات را تحلیل میکنید تا الگوها و نکات مهم را پیدا کنید. نتیجهٔ این تحلیل در قالب یک گزارش بازاریابی نوشته میشود.
مرحله چهارم: تصمیمگیری بر اساس نتایج
آخرین مرحله این است که مدیران شرکت بر اساس نتایج تحقیق، تصمیمهای مهمی بگیرند. برای مثال:
- اگر مشتریان از قیمت شما ناراضی بودند، قیمت را کاهش دهید یا ارزش محصول را بیشتر کنید.
- اگر مشتریان ویژگی خاصی را دوست داشتند، روی آن بیشتر کار کنید.
- اگر بازار هدف شما با آنچه فکر میکردید تفاوت داشت، استراتژی خود را تغییر دهید.
پس از اعمال تغییرات، دوباره میتوانید بازارسنجی جدیدی انجام دهید تا ببینید تغییرات شما مؤثر بوده یا نه.
ده دلیل مهم برای اینکه چرا هر کسبوکاری به بازارسنجی نیاز دارد
در ادامه، مهمترین دلایلی را که نشان میدهد بازاریابی برای هر شرکتی ضروری است، به طور کامل توضیح داده میشود:
۱. پیدا کردن فرصتهای خوب در کسبوکار
بازارسنجی به شما نشان میدهد که در بازار چه نیازهای برآوردهنشدهای وجود دارد. شاید محصولی هست که مردم به آن نیاز دارند اما کسی تولیدش نمیکند. بازارسنجی این فرصتها را به شما نشان میدهد و از شکستهای پرهزینه جلوگیری میکند. خوشبینی زیاد بدون تحقیق، یکی از مهمترین دلایل شکست کسبوکارهای تازه تأسیس است.
۲. تصمیمگیری آگاهانه و بر اساس واقعیت
بازارسنجی بر اساس داده و اطلاعات واقعی است، نه حدس و گمان. وقتی تصمیمهای خود را بر اساس اطلاعات دقیق میگیرید، احتمال اشتباه به شدت کاهش مییابد. بانکها، سرمایهگذاران و مشاوران مدیریت هم همیشه قبل از سرمایهگذاری روی یک طرح، به نتایج بازاریابی نگاه میکنند.
۳. ایجاد مزیت نسبت به رقبا
بازار همیشه در حال تغییر است و هر روز رقبای جدیدی وارد میشوند. با بازارسنجی میتوانید از حرکتهای رقبا باخبر شوید و خود را نسبت به آنها بهتر کنید. مثلاً اگر متوجه شوید قیمت شما از رقبا کمتر است، میتوانید قیمت را افزایش دهید یا از همین قیمت پایین به عنوان یک نقطهی قوت در تبلیغات استفاده کنید.
۴. هماهنگی با سلیقهی مشتریان
سلیقه و رفتار مشتریان مدام تغییر میکند. بازارسنجی به شما کمک میکند که همیشه بهروز باشید و محصولات و پیامهای تبلیغاتی خود را با خواست روز مشتریان هماهنگ کنید.
۵. تولید محتوای تبلیغاتی مؤثر
وقتی میدانید مشتریان شما چه کسانی هستند، چه دوست دارند و چه چیزی برایشان مهم است، میتوانید محتوا و پیامهای تبلیغاتی خود را دقیقاً مطابق با سلیقهی آنها تولید کنید. این کار باعث میشود تبلیغات شما تأثیر بیشتری داشته باشد و هزینهی کمتری هم صرف کنید.
۶. جلوگیری از شکست در روابط عمومی
گاهی اتفاقهای غیرمنتظره مثل بحرانهای اقتصادی یا بیماریهای فراگیر، رفتار مشتریان را به کلی تغییر میدهد. بازارسنجی به شما کمک میکند که این تغییرات را زودتر بفهمید و واکنش مناسبی نشان دهید. توجه نکردن به این مسائل میتواند به اعتبار برند شما آسیب بزند و مشتریان وفادار را از دست بدهید.
۷. افزایش فروش
بازاریابی به تیم فروش شما کمک میکند که بداند چه زمانی، چگونه و به چه کسی باید محصول خود را پیشنهاد دهد. با اطلاعات دقیق از مشتریان، میتوانید فروش جانبی (یعنی فروش محصولات مکمل) را هم افزایش دهید.
۸. پیدا کردن راههای جدید برای رشد و پیشرفت
بازاریابی فقط به محصول فعلی شما محدود نمیشود. میتوانید از آن برای کشف بازارهای جدید، تولید محصولات جدید یا حتی گسترش کسبوکار به شهرها یا کشورهای دیگر استفاده کنید. ممکن است متوجه شوید که مشتریان فعلی شما به محصولات دیگری هم نیاز دارند که میتوانید تولید کنید.
۹. کاهش ریسک و جلب حمایت دیگران
هر کسبوکاری با ریسک همراه است، اما بازارسنجی این ریسک را به حداقل میرساند. وقتی اطلاعات دقیقی دارید، میتوانید با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرید. همچنین این اطلاعات به شما کمک میکند که سرمایهگذاران، مدیران ارشد و سایر ذینفعان را متقاعد کنید که طرح شما ارزش حمایت دارد.
10. صرفهجویی در زمان و هزینه
وقتی دقیقاً میدانید مشتریان شما چه کسانی هستند و چه میخواهند، وقت و هزینهی خود را برای کارهایی که تأثیر ندارند هدر نمیدهید. به جای تبلیغات گسترده و بیهدف، روی روشهایی تمرکز میکنید که واقعاً برای مشتریان شما جذاب است. این یعنی بیشترین بازدهی را با کمترین هزینه دریافت میکنید.
هفت کاربرد ویژهی بازارسنجی در عمل
1- شناخت مشتریان جدید
قبل از اینکه بتوانید به مشتریان جدیدی دست پیدا کنید، باید بدانید آنها چه کسانی هستند. بازارسنجی به شما کمک میکند تا بدانید مشتریان احتمالی شما چند سال دارند، کجا زندگی میکنند، چقدر درآمد دارند، متأهل هستند یا مجرد، و چه علایقی دارند. با این اطلاعات، میتوانید دقیقاً به سراغ همان گروه از مردم بروید.
2- شناخت عمیق مشتریان فعلی
مشتریانی که همین حالا از شما خرید میکنند، گنجینهای از اطلاعات هستند. با بازاریابی از آنها بپرسید:
- چرا محصول ما را انتخاب کردند؟
- از محصول ما چطور استفاده میکنند؟
- محصول ما چه مشکلی از آنها را حل کرده است؟
- چه کسی یا چه چیزی روی تصمیم خریدشان تأثیر گذاشته است؟
- از دیدن چه چیزهایی لذت میبرند و چه میخوانند؟
این اطلاعات به شما کمک میکند که محصول خود را بهتر کنید و همچنین فرصتهای فروش بیشتری به مشتریان فعلی پیدا کنید.
3- تعیین اهداف واقعی
وقتی اطلاعات دقیقی از مشتریان خود دارید، میتوانید اهداف خود را بر اساس واقعیت تعیین کنید، نه بر اساس آرزو. مثلاً اگر میدانید چند نفر در بازار هدف شما هستند و چه میزان خرید میکنند، میتوانید هدف فروش واقعبینانهای برای خود تعیین کنید.
4- ارائهی راهکارهای جدید و مؤثر
اطلاعات بازارسنجی به شما کمک میکند که تصمیمهای مهمی مانند:
- قیمتگذاری محصول
- انتخاب کانالهای توزیع (مثلاً فروش آنلاین یا حضوری)
- انتخاب رسانههای تبلیغاتی مناسب
- زمان مناسب برای معرفی محصول جدید
را با آگاهی بیشتر بگیرید.
5- شناسایی و حل مشکلات کسبوکار
اگر فروش شما کاهش پیدا کرده یا با مشکل جدیدی روبرو شدهاید، بازاریابی میتواند منبع مشکل را پیدا کند. مثلاً ممکن است یک رقیب جدید وارد بازار شده باشد یا مشتریان از کیفیت محصول شما راضی نباشند. بازارسنجی به شما نشان میدهد که مشکل دقیقاً کجاست.
6- پیدا کردن موقعیتهای جدید برای رشد
بازاریابی میتواند جاهای خالی در بازار را به شما نشان دهد. مثلاً ممکن است در یک منطقهی جغرافیایی خاص، تقاضای زیادی برای محصول شما وجود داشته باشد که هنوز به آنجا نرفتهاید. یا ممکن است گروه سنی جدیدی به محصول شما علاقه نشان دهد که قبلاً به آن فکر نکرده بودید.
7- مشخص کردن نحوهی عرضهی محصول
با بازارسنجی میتوانید بهترین زمان، بهترین مکان و بهترین روش برای ارائهی محصول خود به مشتریان را پیدا کنید. مثلاً بفهمید که فروش آنلاین برای محصول شما بهتر است یا فروش در فروشگاههای فیزیکی.
مدل STP در بازارسنجی
یکی از روشهای معروف و پرکاربرد در بازاریابی، مدل STP است که مخفف سه کلمه است:
بخشبندی (Segmentation): یعنی بازار را به گروههای کوچکتر تقسیم کنید. مثلاً بر اساس سن، جنسیت، محل زندگی، درآمد یا علایق. بعد ببینید محصول شما برای کدام گروه بیشتر جذاب است.
هدفگذاری (Targeting): از بین آن گروههایی که شناسایی کردهاید، یکی یا چند گروه را انتخاب کنید که بیشتر از همه به محصول شما نیاز دارند و برای شما سودآورتر هستند.
جایگاهیابی (Positioning): مشخص کنید که میخواهید در ذهن مشتریان، برند شما چه جایگاهی داشته باشد. مثلاً میخواهید به عنوان محصولی ارزانقیمت شناخته شوید یا محصولی با کیفیت بالا؟
مثال عینی از بازارسنجی
فرض کنید یک شرکت قصد دارد یک نوشیدنی جدید تولید کند. قبل از هر اقدامی، یک بازاریابی انجام میدهد. مراحل کار به این شکل است:
۱- از مردم میپرسد که چه نوع نوشیدنیهایی دوست دارند و چه طعمی را ترجیح میدهند.
۲- یک گروه کوچک از مردم را دعوت میکند تا نمونهی نوشیدنی را امتحان کنند و نظر بدهند.
۳- از آنها میپرسد که حاضرند برای این نوشیدنی چقدر پول بدهند.
۴- اطلاعات را جمعآوری و تحلیل میکند.
۵- اگر اکثر مردم نوشیدنی را دوست داشتند و قیمت پیشنهادی را مناسب میدانستند، شرکت تولید را شروع میکند. در غیر این صورت، طبق نظرات مردم، طعم یا قیمت را اصلاح میکند و دوباره آزمایش میکند.
مهمترین نکات:
- بازارسنجی یعنی قبل از هر اقدامی، از مشتریان خود بپرسید که چه میخواهند و نظرشان را جدی بگیرید.
- بازاریابی دادهمحور یعنی علاوه بر پرسیدن، به رفتار واقعی مشتریان هم نگاه کنید و بر اساس عمل آنها تصمیم بگیرید، نه فقط حرفشان.
- بازاریابی به شما کمک میکند تا مشتریان جدید را بشناسید و برای آنها محصول بسازید.
- بازاریابی دادهمحور به شما کمک میکند تا مشتریان فعلی را بهتر بشناسید و هر روز محصول و خدمات خود را مطابق با خواست آنها تنظیم کنید.
- بازاریابی یک کار گاهبهگاه است، اما بازاریابی دادهمحور یک کار همیشگی و روزانه است.
- هر دو روش در کنار هم، بهترین نتیجه را میدهند و هیچکدام دیگری را بینیاز نمیکند.
- بازارسنجی از شکستهای پرهزینه جلوگیری میکند و دادهمحوری سود شما را بیشتر میکند.
- بازاریابی دادهمحور به شما نشان میدهد که مشتریان واقعاً چه نیازی دارند، حتی اگر خودشان هم از آن خبر نداشته باشند.
جمعبندی نهایی و سخن آخر
بازارسنجی فقط یک ابزار برای شرکتهای بزرگ نیست. هر کسبوکاری، حتی یک فروشگاه کوچک محلی، میتواند از بازاریابی برای رشد و موفقیت خود استفاده کند. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی، یک روش مکمل و قدرتمند هم به نام بازاریابی دادهمحور به آن اضافه شده است که به شرکتها اجازه میدهد رفتار واقعی مشتریان را لحظهبهلحظه رصد کنند.
سوالات متداول
بازاریابی آنلاین چیست؟
بازاریابی آنلاین یعنی انجام تمام مراحل بازارسنجی از طریق اینترنت. این روش میتواند کیفی باشد (نظرات و احساسات مردم را بررسی کند) یا کمی باشد (تعداد بازدید از وبسایت، تعداد دنبالکنندگان در شبکههای اجتماعی و… را اندازه بگیرد).
نظرسنجیهای پولی چیست؟
در بعضی بازاریابیها، به افرادی که در تحقیق شرکت میکنند پول یا هدیه داده میشود. این کار برای تشویق مردم به شرکت در نظرسنجی و افزایش دقت پاسخها انجام میشود. معمولاً این افراد از قبل انتخاب میشوند و به ازای زمانی که میگذارند، پاداش دریافت میکنند.
آیا بازاریابی دادهمحور جایگزین بازار سنجی میشود؟
خیر، این دو جایگزین هم نیستند. بازارسنجی برای شروع کار و شناخت اولیه از مشتریان جدید بسیار مفید است. اما بازاریابی دادهمحور برای ادامه کار و بهینهسازی مداوم کسبوکار به کار میرود. شرکتهای هوشمند از هر دو روش با هم استفاده میکنند؛ اول با بازار سنجی نیازهای جدید را کشف میکنند و بعد با دادهمحوری رفتار مشتریان را مدام رصد کرده و خود را با آنها هماهنگ میکنند.
چرا بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک ضروری است؟
چون بازاریابی فقط مخصوص شرکتهای بزرگ نیست. حتی یک فروشگاه کوچک محلی هم با بازار سنجی میتواند نیازهای واقعی مشتریان را بشناسد، از شکستهای پرهزینه جلوگیری کند و فروش خود را افزایش دهد. خوشبینی بدون تحقیق، یکی از مهمترین دلایل شکست کسبوکارهای تازهتأسیس است.
اطلاعات اولیه و ثانویه در بازار سنجی چه تفاوتی دارند؟
اطلاعات اولیه را خود شرکت مستقیماً از مردم جمعآوری میکند (مثل مصاحبه یا نظرسنجی)، اما اطلاعات ثانویه توسط نهادهایی مثل دولت یا اتحادیهها جمعآوری شده و در اختیار شرکت قرار میگیرد. اطلاعات ثانویه ارزانتر و سریعتر در دسترس هستند، اما ممکن است به اندازهی اطلاعات اولیه دقیق نباشند.
مدل STP در بازاریابی یعنی چه و چه کاربردی دارد؟
STP مخفف سه مرحله است: بخشبندی (تقسیم بازار به گروههای کوچکتر بر اساس سن، جنسیت، درآمد و…)، هدفگذاری (انتخاب گروهی که بیشتر به محصول نیاز دارند) و جایگاهیابی (تعیین جایگاه برند در ذهن مشتریان؛ مثلاً محصولی ارزانقیمت یا باکیفیت). این مدل به کسبوکارها کمک میکند دقیقاً بدانند برای چه کسی و چگونه بازاریابی کنند.
